X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ می کنم

ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻬﺎﺭ می بارد



sms asheghane ghashang



همیشه با من بمان

هیچکس عاشقانه تر از من نمی تواند تو را بسراید



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم

و بیخیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه

چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال

تمام باران ببارد و گندم درو کنیم


  
اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



باد ورق های دفتر شعرم را با خود برد

فردا تمام شهر عاشقت می شوند !



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه غرق تماشای نگاهت



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



همه می گن عاشق کَسیه که به عشقش نرسه

اما به نظر من عاشق کَسیه که با عشقش به همه چی برسه !



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



و همه فراموش خواهند کرد که من

در تمام عمرم تنها دوبار شاعر شدم

یک بار با دیدن تو

بار دیگر با ندیدنت



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



چه حس قشنگیه وقتی می شی مَحرمِ دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری و بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات می گه و از دلتنگی هات براش میگی

آروم می شه و آروم می شی

حسی که هیچوقت به تنفر تبدیل نمی شه

این حس مثل قطره های بارون پاکه



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند

کافی ست نگاه کنی !



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



آدم هایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را بهشان خرده نگیرید

این آدم ها فهمیده اند دوستت دارم حرمت دارد

مسئولیت دارد ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی

دوست داشتن واقعی را میفهمی

می فهمی که همه کار می کند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی

آزارت نمی دهد ، دلت را نمی شکند

به هر دری می زند که با تو باشد



اس ام اس عاشقانه قشنگ دی 92
sms asheghane ghashang



عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی

در کنار احساسی از باران ، لطافت را از برگ جدا شده از گل هم میشود فهمید

احساست را برای لحظه ای به آفتاب هم ببخش که گرمی را به تو می بخشد

احساس را باید در قابی از عقل گذاشت و عاشقانه به آن خیره شد